امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

آشیانه

  کنار آشیانه تو آشیانه می کنم فضای خانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه می کنم    ...
21 بهمن 1392

پسرم تاج سرم

پسرم پسرم روشنی نور دو چشمان منی بهترین هدیه ای از جانب یزدان منی پسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی من روح من، جان من و شادی دوران منی پسرم لحظه میلاد تو هرگز نرود از یادم غنچه نورس من ، باغ گلستان منی پسرم تا که تو باشی دو جهان در نظرم فردوس است عشق دیرین من و نیمه پنهان منی پسرم شادی تو موجب آرامش دنیای من است شادمان زیست نما، جانی و جانان منی پسرم... گوهرم ... همه ایام کنم شکر به درگاه خداااااااااااااا بودنت خواست خدا بود چو ایمان منی ...
21 بهمن 1392

کودکی

پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن   باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر   عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی   با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان   لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما   قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادربزرگ   ماجرای ب...
20 بهمن 1392

مادر

  مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر *** کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد: در ميان تعداد بسياري از فرشتگان، من يکي را براي تو  در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوز اطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه: اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند  و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس ...
20 بهمن 1392

همسرم تولدت مبارک

پسرم امروز تولد بهترین بابا و همسر دنیاست..... مجتبی جونمممممممممممممممممممممممممممممممم ر وزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید،، که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیبا تر است و میلادت شیرین ترین بهانه ایست که میتوان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست میلاد تو معراج دست های من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر میگویم بهانه ی زندگیم تولدت مبارک                               سالروز تولد قشنگت را با رقص سفید برف ها همچون سفید...
16 بهمن 1392

دنیای یکرنگ نگاه تو

نگاه تو وقتی همه وجودت نگاه می شود دنیای یکرنگ نگاه تو تمام آن چیزی است که هستی را به سکون وا می دارد و عشق آن لحظه شکوفا می شود روی لب های شیرینت   پسرم این روزها  وقتی برای یک لحظه دست از شیر خوردن می کشی و با تمام وجود نگاهم می کنی و با یه لبخند شیرین همه وجودمو پر از شعف می کنی، همه چیزو فراموش می کنم. حتی نمی فهمم کجام و کی دور و برم هست. فقط دوست دارم نگاهت کنم و با یه لبخند جوابتو بدم. اون وقته که شروع می کنی و با زبون شیرینت باهام حرف می زنی.  دد، ادَ، گودی گودی، قل قل، بابا، ماما...... وای وقتی این آواها رو پشت هم ردیف می کنی باهام حرف بزنی خیلی دوست دارم بیش...
14 بهمن 1392

شیرین ترین لحظه تولدت

دوستت دارم گل بهارم...پاکترین لحظه لحظه زندگیم...   امروز روز توست..تویی که خلق شده ای تا بهترین و شیرین ترین لحظه ها را برای ما خلق کنی..   در روز جمعه 2 فروردین 1392 ساعت 23:20 دنیا صدای گریه فرشته کوچکی را شنید که امروز بزرگترین و بهترین بهانه برای لبخند ماست....   نمیبینم زیبایی های دنیا رو وقتی تو زیباترینی.. نمیشنوم صدای زمزمه ای را وقتی صدای تو آرامش بخش ترین صدای دنیاست.. از نگاه تو به آسمانها رسیدم و برق چشمانت ستاره ای شد که هر شب به آن خیره میشوم.. قدم به قدم با تو  و لحظه به لحظه با یاد تو و نقش بستن خاطرات زیبایش در ذهن رسیدم به تویی که آمدنت رویایی بود در گذشته ...
4 بهمن 1392